تبلیغات
عصر نوین - تفسیر عشق

تفسیر عشق

نویسنده : میلاد شنبه 26 دی 1388 05:28 ب.ظ  •    ارسال شده در: عمومی

                               


 

عشق را در یک کلام خواهم که تفسیرش کنم


 

عاشقی خواب است میخواهم که تعبیرش کنم


 

عشق خزان را پس زدن یعنی بهارانه شدن


 

عشق یعنی هلاک راه جانانه شدن


 

گر تو نیستی ره رو این راه پر خار و خطر


 

رونشین در گوشه ای از عشق هم بنما حذر


 

عشق آغازش نگاهیست پر سوز و گداز


عاشق بیچاره دائم هست در حال نیاز


 

عشق مانند کبوتر بردلت پر می کشد


 

در نهایت میشود صیاد و خنجر می کشد


 

                               


 


 


 


 

 

 

 

کاش می شد عشق را تفسیر کرد

                                              در تمام خانه ها تکثیر کرد

 

کاش می شد با شقایق های باغ

                                              خواب هر پروانه را تعبیر کرد

 

کاش می شد در میان دشت و کوه

 

                                              کلبه های خانه را تعمیر کرد

 

کاش می شد رفت تا دیدار دوست

                                              لحظه های عشق را تقریر کرد

 

 


 

 

حال اگر یابم دعایت میکنم


 

جان اگر خواهی فدایت میکنم


 

با توام هر لحظه تنها نیستی


 

گوش کن هر شب صدایت میکنم

 


 

 

 

                               


 

 


 


 


 


 


 

 

دو چشمون سیاهت کافرم کرد

لب پر خنده ات از دین درم کرد

دو بوسه وعده دلدار کردی

خطا گفتی صداقت باورم کردی

 


 


 


 

زمان آموخت که .....

زمان به من آموخت که

دست دادن معنی رفاقت نیست

بوسیدن قول ماندن نیست

و عشق ورزیدن ضمانت تنها شدن نیست


 

                              


 


 


 


http://www.wisebread.com/files/fruganomics/wisebread_imce/love-you-shirt.jpg


 

کاش می دانستم چیست ؟

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست


 


 


 


 


 


 


 


 

عاشق نه پیش از عشق را به حساب می‌آورد و نه جزو زندگانی خود می‌داند. او میلاد خود را از آغاز عشق می‌داند و هستی بدون عشق را نیستی می‌شمارد.

او با عشق زندگی یافته است و با معشوق دنیا را شناخته است و حیات جاویدان را در عشق می‌جوید.

همه رنگ رنگ دنیا و زیبایی‌های جهان، در نظر عاشق رنگی از جمال معشوق است و خارج از وجود معشوق چیزی نیست که ارزش خواستن و شوق داشته باشد.

چنین است راز  آن که معشوق، همه دنیای عاشق است و چنین است رمز زیبایی عشق.

و من این رمز و آن راز را همیشه با تو و عشق تو به همراه دارم.


 

کاش می دانستم چیست ؟

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست


 

گاهی اوقات گذشتن از معشوق

به خاطر عشق

نهایت عاشق بودنه


 


 


 


 


 


 

 

سکوتم را دوست دارم زیرا در آن هزاران فریاد نهفته است.

و تو ای مهربان! فریادم را از سکوتم و از چشمان خسته ام بخوان و مرا یاری کن.


 


 

  I LOVE YOU        

           


 

http://www.great-inspirational-quotes.com/images/my-love-visitors-love-poem-46783.jpg


 

روز اول پیش خود گفتم
دیگرش هرگز نخواهم دید
روز دوم باز میگفتم
لیك با اندوه و با تردید
روز سوم هم گذشت اما
بر سر پیمان خود بودم
ظلمت زندان مرا میكشت
باز زندانبان خود بودم
آن من دیوانه عاصی
در درونم هایهو می كرد
مشت بر دیوارها میكوفت
روزنی را جستجو می كرد
در درونم راه میپیمود
همچو روحی در شبستانی
 بر درونم سایه می افكند
همچو ابری بر بیابانی
می شنیدم نیمه شب در خواب
هایهای گریه هایش را
در صدایم گوش میكردم
درد سیال صدایش را
شرمگین می خواندمش بر خویش
 از چه رو بیهوده گریانی
در میان گریه می نالید
دوستش دارم نمی دانی
بانگ او آن بانگ لرزان بود
كز جهانی دور بر میخاست
لیك درمن تا كه می پیچید
مرده ای از گور بر می خاست
مرده ای كز پیكرش می ریخت
عطر شور انگیز شب بوها
 قلب من در سینه می لرزید
مثل قلب بچه آهو ها
در سیاهی پیش می آمد
جسمش از ذرات ظلمت بود
چون به من نزدیكتر میشد
ورطه تاریك لذت بود
می نشستم خسته در بستر
خیره در چشمان رویاها
زورق اندیشه ام آرام
می گذشت از مرز دنیا ها
باز تصویری غبار آلود
زان شب كوچك  ‚ شب میعاد
زان اطاق ساكت سرشار
از سعادت های بی بنیاد
در سیاهی دستهای من
می شكفت از حس دستانش
شكل سرگردانی من بود
بوی غم می داد چشمانش
ریشه هامان در سیاهی ها
قلب هامان میوه های نور
یكدیگر را سیر میكردیم
با بهار باغهای دور
می نشستم خسته در بستر
خیره در چشمان رویا ها
زورق اندیشه ام آرام
میگذشت از مرز دنیا ها
روزها رفتند و من دیگر
خود نمیدانم كدامینم
آن مغرور سر سخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم ؟
بگذرم گر از سر پیمان
میكشد این غم دگر بارم
می نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم

 

 

  I LOVE YOU        

           



برچسب ها: تفسیری از عشق ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 بهمن 1388 11:01 ب.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.