تبلیغات
عصر نوین - ای عشق

ای عشق

نویسنده : میلاد سه شنبه 24 آذر 1388 10:47 ب.ظ  •    ارسال شده در: عمومی

 

از تو ای عشق در این دل چه شرر ها دارم

یادگار تو چه شب ها چه سحر ها دارم

با تو ای راهزن دل چه سفر ها دارم

گرچه از خود خبرم نیست خبرها دارم

تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی

تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی

گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم

 

 

 

که به عمری نتوانم همه را بشمارم

گرچه از نرگس او ساخته ای بیمارم

گرچه ز آن زلف،گره ها زده ای در کارم

باز هم گرم از این آتش جانسوز توأم

سرخوش از آه وغم و درد شب و روز توأم

باز اگر بوی مئی هست ز میخانه ی توست

باز اگر آب حیاتی است ز پیمانه ی توست

باز اگر راحت جانی بود افسانه توست

باز هم عقل کسی راست که دیوانه ی توست

شکوه بی جاست مرا کشتی و جانم دادی

آنچه از بخت طمع داشتم آنم دادی

من ندیدم سخنی خوشتر از افسانه ی تو

عاقلان بیهوده خندند به دیوانه ی تو

نقد جان گرچه بود قسمت پیمانه ی تو

آه از آن که نشد ،مست ز میخانه ی تو

کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق!

آن دلی کز تو نلرزد به چه ارزد ا ی عشق؟؟؟؟؟؟



آخرین ویرایش: - -