تبلیغات
عصر نوین - سخنان اوشو (خنده والاترین كیفیت روحانی)

سخنان اوشو (خنده والاترین كیفیت روحانی)

نویسنده : میلاد سه شنبه 24 آذر 1388 09:41 ب.ظ  •    ارسال شده در: موفقیت

" باگوان عزیز: خندیدن با شما تجربه ای بس زیبا، پاك و رهاكننده ای است. ظرف چند ثانیه تمامی سنگینی ها و افكار را می زداید.می خواهم با شما این طریق را، درحال رقص، خندان و خندان طی كنم. آن چیست كه  در شما می خندد؟ در ما چه چیزی می خندد و مایل است كه بخندد؟ تفاوت بین خنده ی یك  بودا و خنده ی یك مرید در چیست؟"

 

این تنها جایی است كه تفاوتی وجود ندارد. برای همین است كه خنده والاترین پدیده ی روحانی است: كیفیت خنده ی مرشد و مرید دقیقاً یكی است، همان ارزش را دارد. ابداً تفاوتی وجود ندارد.در هرچیز دیگر تفاوت وجود دارد: مرید، مرید است،

درحال آموختن است و در تاریكی دست و پا می زند. مرشد پر از نور است، تمام دست و پا زدن ها متوقف شده است، بنابراین هر عمل این دو باهم تفاوت خواهد داشت. ولی چه در تاریكی باشی و چه در نور تمام، خنده می تواند به تو بپیوندد.

تاریكی نمی تواند خنده را منحرف كند، نمی تواند آن را آلوده سازد و نه نور می تواندآن را غنی تر سازد.

به نظر من، خنده والاترین كیفیت روحانی است، جایی كه جاهل و عارف با هم دیدار می كنند.و اگر یك سنتa tradition  بسیار جدی باشد، و مرید و مرشد هرگز نخندند، این به آن معنی است كه در آن سنت، هیچ امكان دیدار وجود ندارد، یك خط جدایی وجود دارد. یكی از پیشكش های من به مذهب، یك احساس شوخ طبیعی است كه در هیچ مذهب دیگری وجود ندارد. و یكی از اظهارات اساسی در مورد آن این است كه می گویم خنده والاترین كیفیت روحانی است.

دنیایی بس عجیب است. همین چند ورز پیش، دادگاهی در آلمان به نوعی به نفع من و علیه دولت رای داده است، ولی به نوعی دیگر آن قاضی نمی توانسته رویكرد مرا به زندگی درك كند. دولت سعی داشت ثابت كند كه من انسانی مذهبی نیستم، زیرا خود من گفته ام كه مذهب مرده است، خودم گفته ام كه من مردی جدی نیستم!

و قاضی گفته، "آن گفته ها در یك كنفرانس خبری اظهار شده، نمی تواند جدی گرفته شود! و ما آن فضایی را كه او این جملات را در آن گفته نمی دانیم. باید از كتاب های نوشته شده اش جملاتی را بیاورید. من او را انسانی مذهبی می دانم و آموزش های او را یك مذهب می دانم. وهرچه او می گوید، هركاری كه می كند، كاری جدی است." باوجودی كه ما دعوا را بردیم، نه آن قاضی توانست بفهمد و نه دولت. من جداً غیرجدی هستم، ولی این ورای ادراك دادگاه ها است. من یك مذهبی غیرمذهبی هستم، ولی دادگاه ها قرار نیست كوآن هاkoans  را درك كنند. دولت فكر می كرد كه با اشاره به این نكته كه من گفته ام مردی جدی نیستم، همین كافی است و ثابت می كند كه من انسانی غیرمذهبی هستم، زیرا تمام انسان های مذهبی، جدی هستند.

نیمی از این درست است: تاكنون تمام مردم مذهبی غیرجدی بوده اند. و به سبب همین جدی بودن آنان است كه بشریت دچار تحول نشده است. اگر تمام انسان های مذهبی، به عوض اینكه فقط در مورد باورها حرف بزنند و چیزهایی را به بحث بكشانند كه قابل اثبات نیست، فقط می خندیدند.... اگر گوتام بودا و كنفوسیوس و لائوتزو و موسی و زرتشت و مسیح و محمد همگی می توانستند گردهم آیند و بخندند، معرفت انسانی جهشی كوانتومی می كرد. جدی بودن آنان بر قلب بشریت سنگینی می كند.خنده در مردم تولید گناه می كند: وقتی كه می خندی، احساس می كنی خطایی مرتكب شده ای. خنده در سالن سینما خوب است، ولی نه در كلیسا.

در كلیسا، تو تقریباً وارد قبرستانی می شوی كه مسیح بیچاره هنوز روی صلیب آویزان است. بیست قرن... می توانید اینك او را پایین بیاورید. یهودیان او را فقط برای شش ساعت به صلیب كشیدند، و مسیحیان بیست قرن است كه او را به صلیب بسته اند. و با دیدن آن مردبیچاره بر روی صلیب، خندیدن كاری دشوار است!

تمام مذاهب خندیدن را دشوار كرده اند. حس شوخ طبیعی توسط هیچ مذهبی به عنوان یك كیفیت مذهبی تشخیص داده نشده است. من خنده را برترین كیفیت روحانی اعلام می كند. و اگر ما بتوانیم در هر سال، برای یك ساعت، تاریخی مشخص و زمانی مشخص را تعیین كنیم كه در آن، تمام دنیا بخندد، فكر می كنم كمك كند تا تاریكی، خشونت و حماقت ها ازبین بروند __ زیرا خنده تنها ویژگی انسانی است كه هیچ حیوان دیگری آن را ندارد.

هیچ حیوانی قادر به خندیدن نیست، و هرگاه این مذاهب فردی را یك قدیس سازند، او همچون یك حیوان می شود، خنده را ازدست می دهد. او از نردبان تكامل سقوط می كند و به بالاتر صعود نمی كند. خنده یك زیبایی چندین بعدی دارد. می تواند تو را آسوده سازد، می تواند ناگهان به تو احساس سبكی بدهد، می تواند بار دنیا را از تو بگیرد، ولی تجربه ای زیباست. می تواند همه چیز را در زندگیت عوض كند. همان لمس كردن خنده می تواند زندگیت را چیزی با ارزش برای زندگی كردن سازد، چیزی كه برای آن شاكر باشی. بنابراین ، تاجایی كه به خنده مربوط می شود، مرید و مرشد فقط در آن نقطه با هم دیدارمی كنند. برای همین است كه چنین تازه كننده و جوان كننده است.



آخرین ویرایش: - -